شیوانا با انگشتانش به دور دست ترین نفطه آسمان جایی که خورشید غروب می کرد اشاره کرد و گفت :آن جا آن دورها جایی است که الان خیلی ازآدم های نا موفق و شکست خورده هم زمان دارند به آن نقطه آسمان نگاه می کنند.بعضی از آنها دیگرامیدی به طلوع خورشید ندارند.این ها همان هایی هستند که فردا نا امید تر و مایوس تر از امروزند.اما عده ای دیگر هستند که می دانند برای دیدن خورشید کافی است کمی صبر و تحمل داشته باشند و در کنار شکیبایی باید جهت نگاهشان را هم عوض کرده و به سمت مخالف غروب چشم بدوزند ،یعنی به سمت شرق که خورشید طلوع میکند خیره شوند و منتظر طلوع فجر در سپیده دم باشند.
اگر تو می خواهی همین جا بنشینی و فقط در سمت غروب منتظر طلوع و روشنایی باشی باید به تو بگویم که این امر محقق نخواهد شد و اگر خیلی خوش شانس باشی فردا همین موقع دوباره شاهد غروب خورشید خواهی بود.
اما اگر رویت را به سمت مقابل غروب یعنی به سمت طلوع آفتاب بر گردانی و کمی صبر و امید داشته باشی خواهی دید که به زودی خورشید با زیباترین جلوه هایش،آسمان را پر خواهد کرد.اگر می خواهی روشنایی را ببینی چشمانت را از این سمت غم افزا بر گردان و به سمت افق دیگری خیره شوو صد البته کمی هم صبر داشته باش!
بدان از چيزی که هميشه می ترسی روزی قدرتی شگرف به تو خواهد بخشيد.
دنيا آن قدر بزرگ نيست که تو زشتی هايش را بزرگ ببينی .
قدر لحظه های عمر را هيچ کس مانند گورکن پير نمی داند.
اشتباه برای بار اول اشکالی ندارد اما تکرار دوباره آن نابخشودنی است
افسوس که بايگانی ذهن ما ثبت لحظه های ناگوار را خيلی بهتر از لحظات خوش انجام می دهد
هرگز نخواهی توانست از شر افکار مزاحم راحت شوی مگر آن که همان باشی که هستی
بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق , تر , است
بيش از هر چيز نخست بدان كه چه ميخواهي
بردن ، همه چيز نيست ، اما تلاش براي بردن چرا
شک دردی است آنقدر تنها و بی کس که نمی داند ایمان برادر دوقلوی اوست
تنها یک بار از سخن باز ماندم. وقتی شخصی از من پرسید:" شما کیستید؟
هر انسانی دو نفر است : یکی بیدار است در تاریکی و دیگری خواب است در روشنایی
ایمان واحه ایست در کویر که کاروان فکر هرگز از آن حوالی عبور نخواهد کرد
زندگی افسانه افسانه هاست ....انکه دل بندد به او دیوانه دیوانه هاست
سعی کن دست دادنت مانند یک قرارداد امضا شده معتبر باشد
آموخته ام که زمان زیادی نیاز است تا من به آن شخصی تبدیل شوم که
آرزویش را دارم .
آموخته ام که یا تو رفتارت را کنترل می کنی یا رفتار تو را کنترل می کنند
خط ظريفي بين كمك كردن به كسي و تغيير دادن او وجود دارد . اگر قصد داري كسي را عوض كني اين كار زشت ترين كارهاست .اين كار محكوم نمودن گوهر آن شخص است . كمك به ادمها كه خودشان باشند زيباترين كارهاست
تمام آنچه تا به حال در زندگي ات رخ داده يا فرصتي براي رشد و ترقي توست يا مانعي براي رشد و ترقي ات . خودت انتخاب كن
مرتكب خطا شدن به اين معني نيست كه ارج و قرب تو كمتر شده ، معني اش اين است كه از اشتباهات چيزي ياد مي گيري ، به همين سادگي
همیشه روشنترین آینده ها بر روی گذشته های فراموش شده شکل می گیرند پس تا غم و غصه های گذشته رو فراموش نکنی نمی توانی به آینده های روشن دست پیدا کنی
از دانش آموزانی که برای بدست آوردن مخارج درسی شان آدامس و آبنبات و خوراکی می فروشند خرید کن
نه در باده نوشان صفا ديده ام
زنامردميها نرنجد دلم
كه از چشم خود هم خطا ديده ام
به خاكستر دل نگيرد شرر
من از برگ چشمي بلا ديده ام
وفاي تو را نازم اي اشك من
كه در ديده عمري تورا ديده ام
طبيبا مكن منعم از جام مي
كه درد درون را دوا ديده ام
حريم خدا شو چه شبها دلم
كه خود را ز عالم جدا ديده ام
از آن رو نريزد سرشكم ز چشم
كه در قطره هايش خدا ديده ام
برو صاف شو تا خدابين شوي
ببين من خدا رو كجا ديده ام
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()


میگم گازت بگیره ها