اگر دین ندارید ولی آزاده باشید
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
اگر دین ندارید ولی آزاده باشید
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
از جمله پر سودترین تجارت ها برنامه ریزی جهت استخراج معادن است ،
پس از معدن وجود خویش ، استخراج را اغاز کنیم
كجا ميتوانم انساني را بيابم كه به جاي خويها و غرايزش از خردش فرمان پذيرد؟
پزشك شادي براي ديگران باش (انجيل لوقا
در دنياي انديشه ميتوانيد همه چيز باشيد، هر كاري بكنيد و به هر جايي برويد (وين داير
برای کسی که آهسته وپیوسته میرود هیچ راهی دور نیست
آنکه انتقام میگیرد یک روز خوشحال است وآنکه می بخشد یک عمر
بدست آوردن آنچه آرزو میکنیم ،موفقیت است و نخواستن بیش از آنچه داریم خوشبختی است
زندگی کوتاهتر از آن است که شما بخواهید وقت خود را صرف تشویش و نگرانی کنید
هیچ فرقی بین مرگ وزندگی بی کار وتلاش وجود ندارد
امید درمانی است که شفا نمی دهد ولی کمک میکند تا درد را تحمل کنیم
انسان زاییده شرایط نیست بلکه خالق آنهاست
کسانی که نمی توانند فرصت کافی برای تفریح بیابند دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می کنند
افراد با ایمان قدرت دیدن کمک های خداوند را دارند
یک روز زندگی در روشنایی بهتر از صد سال عمر در تاریکی است
دانا به کار خود توکل میکند و نادان به آرزوی خویش
در دنیا فقط از یک چیز باید ترسید و آن خود ترس است .
کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد
دردها و رنج ها فکر انسان را قوی می سازد
آنهایی که کار امروز را به فردا موکول میکنند مطمئنا کار فردا را به روز بعد موکول خواهند کرد
زمانی خود را شجاع بدانید که بعد از هر شکستی لبخند بزنید
دست سرنوشت ارباب ترسوها و بنده جسوران است
آدم نادان در کار همه دخالت میکند جز خود
فقیر از برخی نعمتهای دنیا محروم است ولی خسیس از همه نعمتهای دنیا
بحرانهای بزرگ مردمان بزرگ را به وجود می آورد
مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت
اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری .
به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد
براي کشف اقيانوس هاي جديد بايد شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشيد, اين جهان, جهان تغيير است نه تقدير
لحظه*ای به لاک پشت بنگرید! او تنها وقتی پیش میرود که گردنش را از زیر کاسه بیرون بیاورد
پزشك شادي براي ديگران باش (انجيل لوقا
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
کسی که اندرز را ارزان رد کند ، طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد
آدم باهوش دردسرهای بزرگ را به دردسرهای کوچک تبدیل میکند و دردسرهای کوچک را از بین میبرد
دعا نباید برای ما تبدیل به راه فراری برای انجام ندادن وظایفی شود که ما باید خودمان آنها را انجام دهیم
کارهای خود را به دو تا سه تا محصور کن و برآن باش که بر تعداد آنها اضافه نشود... حسابهای خود را مثلا سعی کن از پنج و شش تجاوز نکند تا بتوانی با انگشتان حساب کنی .... خلاصه تنها چیزی که توصیه و تکرار می کنم این است: سادگی ، سادگی ، سادگی . ثوروویک
آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود
زندگیت هرچه باشد با آن روبرو شو و آن را در آغوش گیر ، از آن دوری مکن و به نامهای سخت و درشتش مخوان .زندگی آنقدر بد نیست که توهستی
در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم ، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم
وقتی در زندگی به داشتنی های خود فکر می کنیم خود را خوشبخت و زمانی که به نداشته می اندیشیم خود را بدبخت حس می کنیم . پس خوشبختی ما در تصور خود ماست
دیوانگی محض است که کسی برای آنکه ثروتمند بمیرد ، زندگی خود را چون فقرا و بیچارگان به سر آورد
هر شکست لااقل این فایده را دارد که انسان یکی از راههایی را که به شکست منتهی میشود ، می شناسد
برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ نکن که حرارتش خودت را هم بسوزاند
از درخت سکوت میوه آرامش آویزان است
خوشبختى لذت مشتركى است كه حاصل يارى بى چشمداشت به ديگران است.
اشكهاي ديگران را مبدل به نگاههاي پر از شادي نمودن بهترين خوشبختي هاست
اعتقاد به بخت و قسمت بدترين نوع بردگي است
انسان هيچوقت بيشتر از آن موقع خود را گول نميزند كه خيال ميكند ديگران را فريب داده است
فرق انسان و سگ در آنست كه اگر به سگي غذا بدهي هرگز تو را گاز نخواهد گرفت.ولی انسان دنیایی خوبی هم که به او کنی با انجام یک اشتباه او دشمنت می شود
آنكه ميخواهد روزي پريدن آموزد، نخست ميبايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نميكنند
در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر مي*كنند به اندازه كافي عاقلند
وقتي «قدرت عشق» بر «عشق به قدرت» غلبه كند، دنيا طعم صلح را مي چشد
ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم
کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت
اید.
اگر از كسي متنفري از قسمتي از خودت در او متنفري، چيزي كه از ما نيست نميتواند افكار ما را مغشوش كند
شايد چالاك ترين انسان نباشم، شايد بالابلندترين يا نيرومندترين نباشم، شايد بهترين و زيرك ترين نباشم، اما قادرم كاري را بهتر از ديگران انجام دهم و اين كار هنر خود بودن است
حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند
هيچ چيز بهتر از كار كردن بجاي غصه خوردن، آدمي را به خوشبختي نزديك نميسازد.
ضربالمثل ژاپني:
حتي ميمونها نيز گاهي از درخت مي افتند.
آنتوني رابينز:
مسؤوليت قبول كن، بگذار هرچه ميخواهد پيش بيايد
آنكه مي تواند ، انجام مي دهد،آنكه نمي تواند انتقاد مي كند
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
دیروز به تاریخ پیوسته ، فردا رازی است ناگشوده ، اما امروز یک هدیه است...
خدايا! به نام نامي تو، گذشته را به دور مي اندازم و در اكنون شگفت انگيز زندگي مي كنم.آنجا كه هر روز، شادمانيهايي شگفت انگيز و دور از انتظار در بر دارد
![]()
شبی در فرودگاه زنی منتظر پرواز بود هنوز چند ساعتی به پروازش مانده بود.
او برای گذراندن وقت به کتاب فروشی رفت کتابی ویک بسته کلوچه خرید و در گوشه ای نشت
اوغرق در مطالعه بود که ناگاهان متوجه مرد کنار دستی اش شد که بی هیچ شرم وحیایی یکی دوتا از کلوچه ها ی پاکت را براداشته وشروع به خوردن کرد . زن برای جلوگیری از بروز نا راحتی مساله را نادیده گرفت زن به مطالعه کتاب ادامه داد و هر چند گاهی پس از خوردن کلوچه به ساعتش نگاه میکرد.
در همین حال دزد بی چشم رو کلوچه پاکت او را خالی کرده بود زن با گذشت زمان خشمگین وخشمگین تر می شد . او پیش خود فکر کرد : (( اگر من آدم خوبی نبودم بی هیچ تردیدی چشمش را کبود می کردم )) با هر کلوچه ای که زن از تو پاکت بر می داشت مرد نیز بر می داشت و وقتی فقط یک کلوچه مانده بود زن متحیر ماند که چه کند . مرد که تبسمی عصبی بر چهره اش نقش بسته بود . آخرین کلوچه را از پاکت بر داشت وآن را نصف کرد مرد در حالی که نصف کلوچه را به طرف زن دراز می کرد نصف دیگر را در دهانش می گذاشت . زن نصف دیگر کلوچه را از دست او قاپید و پیش خود اندیشید : این مرد نه تنها دیوانه است ، بلکه خیلی هم بی ادب تشریف دارد . عجب حتی یک تشکر خشک وخالی هم نکرد .
زن در طول عمرش اصلا به خاطر نداشت اینقدر آزرده خاطر شده باشد به همین خاطر وقتی پروازش اعلام شد ، از ته دل نفس راحتی کشید وسایلش راجمع کرد وبدون آنکه نیم نگاهی به دزد بی چشم رو بی اندازد راه خود را گرفت ورفت .
زن سوار هواپیما شد در صندلی خود جابه جا شد وسپس دنبال کتابش گشت تا با قی آن را بخوند دستش را که تو کیف برد از تعجب کم مانده بود در جای خود میخکوب شود پاکت کلوچه در مقابل چشمانش بود
زن با ناامیدی فکر کرد
پس کلوچه ها مال آن مرد بود وآن دزد بی چشم رو هم خودم من بودم
اما دیگر برای عذر خواهی دیر شده بود.
((هیچ وقت سریع قضاوت نکنید))
تا تو سخن نگفتهاي، اختيار آن را در دست داري ولي وقتي كه گفتي، تو در اختيار آن هستي.
امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی
![]()
هر کجا می روی ، با تمام قلبت برو
در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است
آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند .
سرمایه های هر دلی ، حرفهائیه که واسه گفتن داره
شانس هرگز کافی نیست
قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله
اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید، در هر دو صورت درست فکر کرده اید
وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است .
دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی ، دنبال کسی باش که بدون او نتوانی زندگی کنی
عشق یعنی ترس از دست دادن تو
سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خوذمان بهترین باشیم
مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم
تنها بنائی که هر چه بیشتر بلرزه ، محکمتر می شه ، دله
آنچه باعث غرق شدن ميشود در آب فرو رفتن نيست بلكه زير آب ماندن است
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد
هيچ وقت مغرور نشو......... برگ ها وقتی ميريزن که فکر ميکنند طلا شدند
ضرب المثل چینی: برنج سرد را میتوان خورد، چای سرد را میتوان نوشید، اما نگاه سرد را نمیتوان تحمل کرد
دنيا جاي خطرناكي براي زندگي است.نه به خاطر مردمان شرور بلكه به خاطركساني كه ان شرارتها را نگاه ميكنند
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست
تو آسمون همیشه از یه ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره، پس هر وقت آسمون دلت ابری شد، با ابرها نجنگ، فقط اوج بگیر.
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید. کاغذ را گرفت. روی کاغذ نوشته بود "لطفا ۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین" . ۱۰ دلار همراه کاغذ بود. قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه راگرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .اینکار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیداری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!
نتیجه اخلاقی :
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است .
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم.
![]()
يه شب خانم خونه به خونه بر نميگرده و تا صبح پيداش نميشه!
صبح بر ميگرده خونه و به شوهرش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مونث) بمونه...
شوهر بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای زنش زنگ ميزنه ولی هيچكدومشون حرف خانم خونه رو تاييد نميكنن!
يه شب آقای خونه تا صبح برنميگرده خونه
. صبح وقتی مياد به زنش ميگه كه ديشب مجبور شده خونه يكی از دوستهای صميميش (مذكر) بمونه...خانم خونه بر ميداره به ۲۰ تا از صميمی ترين دوستهای شوهرش زنگ ميزنه
: ۱۵ تاشون تاييد ميكنن كه آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده۵ تای ديگه حتی ميگن كه آقا هنوزم خونه اونا پيش اوناست !!!
نتيجه اخلاقی
: يادتون باشه كه مردها دوستهای بهتری هستند !آنکه دیگران را ابزار پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .
پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد
هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است فقط خودت باش
آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است
ايرانيان راستگوترين و راست تيرانداز ترين قوم تاريخ اند. فريدريش ويلهلم نيچه
این جمله آخر را خوب بخونید چون فکر کنم خود فريدريش ويلهلم نيچه از اون خالی بندا بوده که میگه ایرانیها راستگو ترین قوم تاریخ هستند
ایام کریسمس مبارک پیشاپیش سال نو میلادی را به همه تبریک می گم
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()
پرسیدم چرا گریه می کنی ؟
گفت دلم گرفته تحمل نا مهربونی ها رو ندارم .
گفتم ولی زندگی برا من قشنگه ، سختی هامو یه پیام از طرف خدا می دونم ، دردامو هیچ وقت بزرگ نمی دونم ، از هر فرصتی برا شادی و خنده و خوشی استفاده می کنم ، دلمو پره از امید ، مگه دیروز که این همه غصه خوردی امروز اتفاقی افتاد ؟ ولی لذت شادی و دلخوشی من سالهاست که با منه .
نفس عمیقی کشید و گفت اشتباه می کنی ، زندگی فقط خنده نیست ، خیلی موقه ها باید گریه کرد تا معنی خنده رو فهمید ، درک شادی بدون غصه ممکن نیست . باید معنی شب رو درک کنی تا روز رو با تمام وجودت احساس کنی . زندگی نصفش خنده است و نصفش غم و ...
نگاهی به قیافه من کرد و بلند شد و رفت .
و من ساعتها درباره حرفش فکر کردم ...و در آخر به طرز فکرش خندیدم . !
امشب بی خوابم....مثل دیشب ... مثل شب های گذشته
می آید صدایی که باز می دارد از خواب مرا...وباز می روم کنارپنجره
پرنده ها ,گل ها همه و همه در نیایش اند و این ملودی فرود و فراز می تند در وجودم و بی خوابم می کند شبی و هر شبی.
و یاد نماز,یاد نیایش خودم می افتم ..قلبم می پیچد سخت از این کوتاهی
در فکرم ...در فکر بودنی از جنس گل های نیایشگر در فکر یک زبان و نیاز جهانی به معبودی پاک ,درفکر
شب هایی که در خواب بودم.
در یادم است فرشته ی کوچک کنار پنچره که هنگام نیایش دست تکان می دهم برایم و لبخند می زند ... لبخند..
و امشب باز
بی خوابم و در صف نیایشگران
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()