تا اینجا گفته شد که
نیازی نیست که آنها را خیلی دقیق و کامل بنویسیم و نگارش و روش خاصی در مورد آنها بکار بریم، تنها کافی است همه آنها را بر روی کاغذ متعهد شویم. در پیشگاه خداوند خود را در قبال اهداف نوشته شده خود متعهد بدانیم و بگوییم که مسایل مورد علاقه ما اینها هستند و برای دستیابی به آنها از او کمک بخواهیم و سپس فروتنانه خود را به او واگذار نماییم. این به نفع ما خواهد بود. رخصت دهیم تا اهداف در تیررس ما قرار گیرد، جایی که در موقع نیاز به آن دسترسی داشته باشیم. ولی نگرانی و وسواس درمورد زمان، چگونگی، اگرها و چه می شدها در باره آن به خرج ندهیم. بعضی از افراد معتقدند که باید اهداف را روزانه به خود گزارش دهیم. من چنین نمی کنم مگر آنکه در حال تنظیم اهداف روزانه خود باشم. اما هرکسی هرگونه که مایل باشد می تواند عمل کند. وقتی که اهداف ما مشخص و معین شد و برروی کاغذ آمد، سعی کنیم آنها را تحت فشار و تسلط قرار ندهیم. کارها را به نوبت ودر حد توان خود انجام دهیم و با در نظر گرفتن چهارچوب 24 ساعت شبانه روز، آنچه درخور شرایط آنزمان است به انجام رسانیم. خواست خداوند نیز مطمئنا" برای ما چنین است. از الهامات روحی خویش بهره بگیریم و چنانچه کاری ضروری بر سر راهمان قرار گرفت آنرا با ایمان و در کمال آرامش انجام دهیم. بدین طزیق اتفاقات بی نظیری بر سرراهمان قرار خواهند گرفت. سهم خود را ادا کرده و این راه را امتحان کنیم. اما معتقدم زمانی میتوانیم سهم خویش را به نحو احسن ادا کنیم که کارها را به نوبت انجام دهیم. اگر زمان انجام کاری باشد ما از آن آگاه می شویم و اگر زمان انجام رویدادی باشد، رخ می دهد. به خود و خدای خویش اعتماد کنیم.
اهداف خود را به ترتیب اهمیت و ضرورت انجام دهیم. باید اهداف سالیانه خود را در آغاز سال معین کنیم و با این عمل به خود نشان دهیم که خواهان لذت بردن از زندگی خویش در این سال میباشیم. به نظرم تعیین اهداف در شروع سال نو از حلول سال نو مهمتر است. در طی ایام سال نیز اهدافی را که به ذهنم خطور می کند، یادداشت می کنم. چنانچه با مشکلی مواجه می شویم و یا نیاز و خواسته جدیدی پیدا می کنیم، آنرا تبدیل به هدف و به فهرست اهداف خود اضافه می کنیم. در زمان روبرو شدن با بحران، گذر از این مرحله را نیز جزو اهداف خویش قرار می دهیم، سپس تمامی نیازها و خواسته های خویش را که باید بطور روزانه، هفتگی و ماهیانه بوقوع بپیوندد را یادداشت می کنیم.
اهدافی را که به آنها دست یافته ام از فهرست خویش حذف می کنیم. بله، ما دستیابی به اهداف خویش را آغاز کرده ایم. نیازها و خواسته های ما برآورده خواهند شد و به موارد و مسایلی که در زندگی برای ما اهمیت دارند، دست خواهیم یافت. وقتی به اهداف خود دست یافتیم انها را از فهرست خویش حذف کرده، به خود تبریک گفته، خداوند را شکر گفته و بدین ترتیب به خود و خدای خود، به تنظیم اهداف و به جریان زندگی اعتماد پیدا می کنیم. گاهی هم ممکن است در رسیدن به اهداف با شکست مواجه شویم که در این صورت یا هدفی بوده که نیاز به صرف تلاش و انرژی بیشتری داشته و یا برای دستیابی به هدف مزبور انتظار وقوع معجزه داشته ایم. افکار معچزه گرانه شامل افکاری است چون : اکر این مشکل زندگیم برطرف شود تا آخر عمر شاد خواهم زیست. تا کنون برای هیچ کسی پیش نیامده که به هدفی دست یافته و یا مشکلی را حل کرده، که خوشبختی ابدی به ارمغان آورده باشد. به منظور جلوگیری از اینگونه شکستها، داشتن فهرستی طولانی از اهداف و حذف افکار معجزه طلب بسیار با اهمیت است. زندگی به راه خود ادامه می دهد و ما باید سعی کنیم که با آرامش و شادمانی آنرا سپری کنیم.
ما احتمالا" همیشه مسایلی خواهیم داشت که لزوما" باید به صورت هدف درآیند، اما این مرحله بوجود درآوردن اهداف نه تنها زندگی را لذت بخش نموده بلکه یک نوع ایمان در ما بوجود میآورد که بخاطر آن ایمان، که زندکی ما بطور کلی آرامتر و با هماهنگی بیشتری پیش خواهد رفت.مسایل پیش می آیند و سپس حل می شوند، خواسته ها و احتیاچات خود را نشان می دهند و برآورده می شوند. رؤیاها خلق می شوند و به تحقق می پیوندد. حوادث اتفاق می افتند، چیزهای خوب اتفاق می افتند و دوباره مسایل جدیدی به وجود می آیند و همه این رویدادها طبیعی و خوب هستند. صبور باشیم و به تعیین وقت خداوند اعتماد کنیم. هیچ موردی را از فهرست اهداف خود را به صرف اینکه در برهه ایی از زمان میبایست اتفاق بیفتد، حذف نکنید. این بایدهای یأس آور به همه ابعاد زندگی ما رخنه می کند و گاهی سالها این اهداف را یدک می کشند. گاهی وقتی اهداف سالیانه خود را که تنظیم کرده ایم به آن نگاهی می افکنیم، فکر کی کنیم: « اوه !!! این مشکل هرکز حل نخواهد شد و سالهاست که در فهرست من باقیست.» یا « این رؤیا هرگز حقیقت پیدا نمی کند » یا « چهارمین سال است که ـنها را در فهرست خود یادداشت می کنم » یا « یا من هرکز نمی توانم این نقص شخصیتی خود را برطرف کنم» هیچ کدام از این اظهارات حقیقت ندارد، بلکه زمان وقوع آنها هنوزفرا نرسیده است. به نظر من بهبودی از اعتیاد یک « شهامت تحول » است. من پی برده ام که صبر کردن هنر و عامل مؤثری در پیشرفت است. صبور بودن می تواند در نیل به اهداف عامل بسیار قدرتمندی باشد. زمان چیز با ارزشی است. اکر بتوانید دو سال صبر کنید، شاید به چیزی دست یابید که امروز نمی توانستیدف حال هر چقدر که سخت می کوشیدید، هر مقدار که پول دور می ریختید و هر چه خود را به در و دیوار می کوبیدید.
حوادث در مواقع مقتضی رخ می دهند، تسلیم شویم و تن دهیم. اما یادمان باشد که خواسته ها و اهداف را در فهرست خود قرار دهیم.
بازنـــــگـــــری
1ـ اهداف خود را بر روی کاغذی یادداشت کنید. بکوشید دستکم ده مورد، از جمله: خواسته ها، مشکلاتی که باید حل شوند و تغییرات شغلی خودتان و هر نوع هدف دیگری که به ذهنتان می رسد، یادداشت کنید.
2ـ صورت فهرست و ویژگیهای اخلاقی منفی خود از قبیل: انکار،حسادت، خود کم بینی، خود بزرگ بینی، وسواس،خشم ،غصه خوردن،نگرانی و ترس و هر نوع نقص اخلاقی و عقلی که برایتان مشکل ساز بوده است را هدف قرار دهید. و در جهت رفع آنها تلاش نمایید
در آخر این نکته را یادآوری کنم که سعی کنید از معجزه مراقبه و مدیتیشن خود را بی نصیب نگذارید که درمان تمام امراض و گشوده شدن درهای بسته می باشد.
الهی این سوز ما امروز درد آمیز است
نه طاقت به سر بردن نه جای گریز است
این چه تیغ است که چنین تیز است
الهی درد می دانم و دارو نمی دانم
الهی تو شفا ساز که از این معلولان شفایی ناید
الهی تو گشایشی ده که از این بندیان کاری نگشاید
به ســامان آر، به ســامان آر
که سخت بی ســامانیم
جمـر دار که که بس پریشـانیم
دانـایی ده که از راه نیفتیـم
بینـایی ده که در چـاه نیفتیم
نگاه دار تا پریشان نشویم
به راه دار تا پشیمان نشویم
بیاموز تا راه از چاه بدانیم
بر افروز تا در تاریکی نمانیم
همه را از خود رهایی ده
همه با خود آشنایی ده
همه را از مکر اهرمن نگاه دار
همه را از فتنه ی نفس آگاه ساز
از نفس بدم رهایی ده
از قید خودم رهایی ده
بیگانه ز آشنا و خویشم گردان
یعنی؛
به خود آشنایی ده یا رب
یا رب ز شراب عشق سر مستم کن
وز عشق خودت نیز کن و هستم کن
وز هر چه به جز عشق تهی دستم کن
یکبـاره به بنـد عشق پـا بستـم کـن
الهی آنکه تـو را دشمنی آمـوخت سـوخت
آنکس جوهر حیات شناخت لب دوخت
آنکه دم از بیگانگی زد آشنایی نیاموخت
دل جایگاه مهر است نه جای جوشش و کینه
جــان از دوستی جــان گیرد و کینـه از کیـنه
دوستی کلید درهای بسته است و مرحم دلهای شکسته
چه زیباست جهان اگر بینایی آموزی
و چه مهربانند جهانیان اگر دریچه ی پر از مهر را بگشاییم
الهی آمین ...
عاشق و آزاده باشید در سایه پروردگار![]()


